خدایا میترسم از اینكه این داستان هم بشه مثل.... خودت كه میدونی! البته درسته كه این دفعه فرق میكنه واقعا. ولی میترسم بیخیال بشه و ذهن من تا مدتها بیخود و بی جهت درگیرش بمونه. حالا خودمونیم. بالاخره كه یه داستانی باید به نتیجه برسه. نمیشه كه همه بیان و برن و من بمونم. دیگه دارم آسفالت میشم
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
تاريخ: چهارشنبه
17 شهريور
1395 ساعت: 13:32