ماجرای امروزِ پر از اتفاق - تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 11:50
امروزِ پر از اتفاق در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «امروزِ پر از اتفاق» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ش...
نقاب در کانون توجه - تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 11:50
نقاب در ادامه، هر آنچه باید درباره «نقاب» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. شازده کوچولوگلم اهلی نمیشهنقاب
پشت پرده - تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 11:50
در این گزارش به بررسی کامل «» می‌پردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. یه راهی پیش پام بزار...
- تاریخ: 1401/10/10 ساعت: 17:39
[unable to retrieve full-text content]خدایا یه راهی پیش پام بزار...
نقاب - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 22:01
دارم روی فایل گزارش مالی سال 95 كار میكنم... یه دفعه یه چیزی شبیه نور فلش تو چشمم میزنه دلم هورّی میریزه. یه سری تصویر كه تو اوج نامفهومی كاملا میبینمشون... تمام احساسات و اتفاقات نوزده سال گذشته زندگیم از نو جوونی تا الان در عرض كسری از ثانیه از جلوی چشمم میگذره... نوزده سال عذاب... انقدر نگران میش...
آدم، آه و دم و خلاص... ؛) - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 5:49
خدایا اینكه میگی به تلاش بنده هات نگاه میكنی، با بسته بودن زندگی ما به مویی كاملا مناسبت داره. وقتی من دارم برای رفتن به كلاس زبان و گرفتن مدرك و... برنامه ریزی میكنم، در حالي كه حتی معلوم نیست یك جلسه هم بتونم كلاس برم یا نه (زنده باشم یا نه) و این موضوع درمورد همه امورات زندگی من صدق میكنه، انگار ...
سردرگمی خیلی بده... - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 5:49
خدایا سلام یكی دو روز بود داشتم دعا میكردم یا دیگه نبینمش یا اگر دیدم بهم سلام نكنه. امروز این اتفاق افتاد:) آخه مشغله ذهنی بدی بود. به هر حال شماره و كه بهش نمیدادم. هر روز هم كه از كنارم رد میشد سلام صبح بخير میگفت منم كه جواب سلامش و یكی در میون میدادم. البته خودت میدونی كه هم جواب دادنم و هم جوا...
باغ شود سبز و شاخ گل به بر آید... - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 5:49
ﺑﺮ ﺳﺮ ﺁﻧﻢ ﮐﻪ ﮔﺮ ﺯ ﺩﺳﺖ ﺑﺮﺁﻳﺪ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﺯﻧﻢ ﮐﻪ ﻏﺼﻪ ﺳﺮ ﺁﻳﺪ ﺧﻠﻮﺕ ﺩﻝ ﻧﻴﺴﺖ ﺟﺎﯼ ﺻﺤﺒﺖ ﺍﺿﺪﺍﺩ ﺩﻳﻮ ﭼﻮ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺭﻭﺩ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺩﺭﺁﻳﺪ ﺻﺤﺒﺖ ﺣﮑﺎﻡ ﻇﻠﻤﺖ ﺷﺐ ﻳﻠﺪﺍﺳﺖ ﻧﻮﺭ ﺯ ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﺟﻮﯼ ﺑﻮ ﮐﻪ ﺑﺮﺁﻳﺪ ﺑﺮ ﺩﺭ ﺍﺭﺑﺎﺏ ﺑﯽ ﻣﺮﻭﺕ ﺩﻧﻴﺎ ﭼﻨﺪ ﻧﺸﻴﻨﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﺟﻪ ﮐﯽ ﺑﻪ ﺩﺭﺁﻳﺪ ﺗﺮﮎ ﮔﺪﺍﻳﯽ ﻣﮑﻦ ﮐﻪ ﮔﻨﺞ ﺑﻴﺎﺑﯽ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺭﻩ ﺭﻭﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮔﺬﺭ ﺁﻳﺪ ﺻﺎﻟﺢ ﻭ ﻃﺎﻟﺢ ﻣﺘﺎﻉ ﺧﻮﻳ...
خدایا... - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 13:32
خدایا درسته من خیلییی زیاااد بدم. درسته که هیییچ گذشته خوبی ندارم. درسته كه هروقت به مرگ فكر میكنم می بینم با این زندگی كه داشتم هیییچ شایستگی اومدن پیش تو رو ندارم..... خدایا درسته كه من بدم ولی تو كه خوبی، مهربونی، بزرگ و بخشنده ای. خدایا من نتونستم اونی باشم که تو میخوای ولی تو همیشه همونی كه من ...
دوباره؟؟؟ - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 13:32
خدایا میترسم از اینكه این داستان هم بشه مثل.... خودت كه میدونی! البته درسته كه این دفعه فرق میكنه واقعا. ولی میترسم بیخیال بشه و ذهن من تا مدتها بیخود و بی جهت درگیرش بمونه. حالا خودمونیم. بالاخره كه یه داستانی باید به نتیجه برسه. نمیشه كه همه بیان و برن و من بمونم. دیگه دارم آسفالت میشمxa0
احتضار - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 13:32
احتضار... چه كلمه كاملی برای وصف حال این سالهای من... خدایا... كاش ميشد یا بمونم یا برگردم اینجوری كه نمیشه بلاتكلیف نه رو زمینم نه رو هوا نه زنده ام نه مرده... اینجوری كه نمیشه ناقص و نصفه نیمه... حتما یه راهی هست بلبل عاشق تو عمر خواه كه آخر باغ شود سبز و شاخ گل به بر آید... پی نوشت : مرسی خواهری ...
امروزِ پر از اتفاق - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 13:32
خدایا ازت ممنونم بابت نگاه نگران و احوال پرسی امروزت... خدایا بابت مانده حسابم توی بانك ملی كه اصلا ازش خبر نداشتم ممنونم :* خیلی به موقع بود :) خدایا چرا امروز اینجوری شد!!! آخر وقت موقع برگشتن به خونه یه دفعه همه فایلا و اطلاعات سیستمم پرید :( امروز كلی كار كرده بودم. خدایا كمكم كن برسم دوباره گزا...
عنوان ندارد... - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 13:32
مطمئنا هیچ وقت امشب و یادم نمیره گریه ها یا بهتره بگم زجه های پسر 4ساله ای كه تنها گناهش اومدن بدون اجازه به زندگی داغون ما آدمای مریضه خدایا ازینكه باعث شدم امشب حمید اینجوری شادی روزش به اشك آلوده به خون شب منتهی بشه از خودم بیزارم. امیدوارم ازم به حد مرگ بیزار بشه. دیگه هیچ وقت صدام نكنه به یاد ا...