شازده کوچولو

متن مرتبط با «باغ شود سبز و شاخ گل به بر آید» در سایت شازده کوچولو نوشته شده است

ماجرای امروزِ پر از اتفاق

  • نیلوبلاگ

    امروزِ پر از اتفاق در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «امروزِ پر از اتفاق» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. شازده کوچولوگلم اهلی نمیشهامروزِ پر از اتفاق...

    ادامه مطلب
  • نقاب در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    نقاب در ادامه، هر آنچه باید درباره «نقاب» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. شازده کوچولوگلم اهلی نمیشهنقاب...

    ادامه مطلب
  • آدم، آه و دم و خلاص... ؛)

  • نیلوبلاگ

    خدایا اینكه میگی به تلاش بنده هات نگاه میكنی، با بسته بودن زندگی ما به مویی كاملا مناسبت داره. وقتی من دارم برای رفتن به كلاس زبان و گرفتن مدرك و... برنامه ریزی میكنم، در حالي كه حتی معلوم نیست یك جلسه هم بتونم كلاس برم یا نه (زنده باشم یا نه) و این موضوع درمورد همه امورات زندگی من صدق میكنه، انگار رسیدن به مقصد مهم نیست هدف مهمه و تلاش من برای رسیدن به اون هدف. هدفی كه باید والا باشه... حرف زدن چقدر راحته...

    ادامه مطلب
  • باغ شود سبز و شاخ گل به بر آید...

  • نیلوبلاگ

    ﺑﺮ ﺳﺮ ﺁﻧﻢ ﮐﻪ ﮔﺮ ﺯ ﺩﺳﺖ ﺑﺮﺁﻳﺪ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﺯﻧﻢ ﮐﻪ ﻏﺼﻪ ﺳﺮ ﺁﻳﺪ ﺧﻠﻮﺕ ﺩﻝ ﻧﻴﺴﺖ ﺟﺎﯼ ﺻﺤﺒﺖ ﺍﺿﺪﺍﺩ ﺩﻳﻮ ﭼﻮ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺭﻭﺩ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺩﺭﺁﻳﺪ ﺻﺤﺒﺖ ﺣﮑﺎﻡ ﻇﻠﻤﺖ ﺷﺐ ﻳﻠﺪﺍﺳﺖ ﻧﻮﺭ ﺯ ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﺟﻮﯼ ﺑﻮ ﮐﻪ ﺑﺮﺁﻳﺪ ﺑﺮ ﺩﺭ ﺍﺭﺑﺎﺏ ﺑﯽ ﻣﺮﻭﺕ ﺩﻧﻴﺎ ﭼﻨﺪ ﻧﺸﻴﻨﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﺟﻪ ﮐﯽ ﺑﻪ ﺩﺭﺁﻳﺪ ﺗﺮﮎ ﮔﺪﺍﻳﯽ ﻣﮑﻦ ﮐﻪ ﮔﻨﺞ ﺑﻴﺎﺑﯽ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺭﻩ ﺭﻭﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮔﺬﺭ ﺁﻳﺪ ﺻﺎﻟﺢ ﻭ ﻃﺎﻟﺢ ﻣﺘﺎﻉ ﺧﻮﻳﺶ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﮐﻪ ﻗﺒﻮﻝ ﺍﻓﺘﺪ ﻭ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﺁﻳﺪ ﺑﻠﺒﻞ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﻮ ﻋﻤﺮ ﺧﻮﺍﻩ ﮐﻪ ﺁﺧﺮ ﺑﺎﻍ ﺷﻮﺩ ﺳﺒﺰ ﻭ ﺷﺎﺥ ﮔﻞ ﺑﻪ ﺑﺮ ﺁ...

    ادامه مطلب
  • دوباره؟؟؟

  • نیلوبلاگ

    خدایا میترسم از اینكه این داستان هم بشه مثل.... خودت كه میدونی! البته درسته كه این دفعه فرق میكنه واقعا. ولی میترسم بیخیال بشه و ذهن من تا مدتها بیخود و بی جهت درگیرش بمونه. حالا خودمونیم. بالاخره كه یه داستانی باید به نتیجه برسه. نمیشه كه همه بیان و برن و من بمونم. دیگه دارم آسفالت میشم...

    ادامه مطلب
  • امروزِ پر از اتفاق

  • نیلوبلاگ

    خدایا ازت ممنونم بابت نگاه نگران و احوال پرسی امروزت... خدایا بابت مانده حسابم توی بانك ملی كه اصلا ازش خبر نداشتم ممنونم :* خیلی به موقع بود :) خدایا چرا امروز اینجوری شد!!! آخر وقت موقع برگشتن به خونه یه دفعه همه فایلا و اطلاعات سیستمم پرید :( امروز كلی كار كرده بودم. خدایا كمكم كن برسم دوباره گزارشم و آماده كنم وگرنه مرخصی مشهد برام خیلی سخت میشه :'(...

    ادامه مطلب
  • عنوان ندارد...

  • نیلوبلاگ

    مطمئنا هیچ وقت امشب و یادم نمیره گریه ها یا بهتره بگم زجه های پسر 4ساله ای كه تنها گناهش اومدن بدون اجازه به زندگی داغون ما آدمای مریضه خدایا ازینكه باعث شدم امشب حمید اینجوری شادی روزش به اشك آلوده به خون شب منتهی بشه از خودم بیزارم. امیدوارم ازم به حد مرگ بیزار بشه. دیگه هیچ وقت صدام نكنه به یاد امشب هروقت من و دید ازم رو برگردونه.شایدم بهتره آرزو كنم صبح فردا رو نبینم چون دنبالش روزایی میاد كه ما باز باید زیر مشت و لگد رفتن و زجه زدن پسرت و ببینیم و دم نزنیم. به خودت اجازه میدی دیگران رو بهونه خالی كردن هیجان منفی خودت روی بدن نحیف یه پسر 4 ساله قرار بد...

    ادامه مطلب